پایی ست و راهِ رفتنی نیستآهی ست و جای گفتنی نیست
در برزخِ هر ماندن و رفتن
صد پرسش و راهِ جُستنی نیست
فرهنگ سخن های مُحَجَّب
پوسید، ولی آختنی نیست
صد شرحه لِگامِ وهمِ سرکش
هیهات! که این دوختنی نیست
صد شعرِ تو نیست طعم تکرار
گفتن ز تو لیک خَستَنی نیست
هر بار نشستم به عقب، آه!
از فکر تو پرهیختنی نیست
برچسبها:
غزل,
عاشقانه,
کلبه,
شعر,
زینلی
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۶ساعت 15:40  توسط وحید زینلی
|
کلبه شعر _ تایباد ...
ما را در سایت کلبه شعر _ تایباد دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 162
تاريخ: پنجشنبه
21 تير
1397 ساعت: 11:51